سخنرانی کاک فواد در اردوگاە کانی میران

سخنرانی تاریخی کاک فواد در اردوگاە کانی میران

در زمینەی دستاوردهای کوچ شهر مریوان سیزدەی مرداد 

 

١٣٥٨

 

                                                                                       

اگر اجازە بدهید، من هم در مورد این رویداد صحبت خواهم کرد .ارزیابی کنیم  ایا این رویداد تاکنون بضررمان بودە یا بە نفعمان بودە است ؟ از برخی از دوستانم شنیدەام کە می گویند : " کاش از همان اوایل کوچ نمی کردیم، زیرادر هرصورت و سرانجام قرار است  ارتش، وارد شهر گردد ."  چنین فرض کنید مردی خانەای را می سازد ، در این زمینە ممکن است مقداری هم بدهکار باشد و، یا ضرر کند . اما از طرف دیگر خیالش از کرایە نشینی آسودە گشتە و نجات پیدا می کند و این وضع مسلمأ بە نفع اوست . بندە اکنون در صحبت هایم توضیح خواهم داد ،در تصمیم و کاری کە مشغولش هستیم  ، تا حال حاضر یعنی تا بازگشت ما بە شهر مریوان ، پیروز وموفق بودەایم .  چرا ؟ و چە دستاوردهای نصیبمان شدە است ؟ 

         ١- اولین دستاوردمان سرکوب کردن فریب خوردگان و مزدوران بومی  بود ، ما آنها را سرکوب کردیم . آیا کسی هست و معتقدباشداین چنین نیست ؟ 

               ٢- دومین دستاوردمان این است کە پاسدار ها بە هر جائی رفتەاند و از جملە : نقدە ، گنبد کاوس و خرمشهر و ..... بشهرها حملە کردە و مردم بیدفاع را کشتار کردەاند. اما در اینجا بخاطر قهرمانی ها و فداکاری های مردم و پیشمرگ هایشان ، نگذاشتیم پاسدارها وارد شهر شوند . پاسدار ها آرزومند بودند کە باحملە و جنگ وارد شهر شوند ،اما تلفات زیادی را متحمل شدند و سرانجام  نتوانستند بشهر وارد شوند . در این مورد  نیز موفق و پیروز بودیم . 

                                            ٣-  سومین دستاوردمان ، یگانگی واتحاد است ، کە هم اکنون در میان تودەهای مردم بوجود آمدە و شکل گرفتە است.  اتحادی کە نمونەی آن تا کنون دیدە نشدە است . ما در آیندە برای  پیشبردهمەی کارهای دیگرمان، بە چنین اتحادی نیاز داریم .  امروز در بارە  اتحاد با چند نفر از پدران و برادران، گفتگو و صحبت میکردیم،  کە بهر شیوە و قیمتی شدە این اتحاد را ارج نهادە و آنرا حفظ کنیم . حتی  پیشنهادبعضی از آنها این بود کە قبل از باز گشت بە شهر مریوان برای همدیگر سوگند یاد کنیم . این احساس مسئولیت  نسبت بە یگانگی و اتحاد بودە و،  فوق العادە گرانبها است . نقش و تاثیر این اتحاد باعث میگردد،  هرشهروندی  مریوانی مورد ظلم و ستم قرار گرفت  ، تمام ساکنین شهر ، بعوض اقوام و خویشاوندانش از او دفاع کنند. باید این یگانگی و اتحاد را با جان و دل حفاظت کنیم . اما شهر مریوان در این زمینە و رویداد تاریخی تنها نبود .

 و٤- یکی دیگر از دستاوردهایمان ، کە خودتان شاهد عینی آن بودید ، حمایت  وپشتیبانی برادران روستائی و زحمتکشان دهات بود .آنهااز همەی جوانب و بە اشکال گوناگون بە کمکمان آمدند . تامین تدارکات و مواد خوراکی روزانەو هرگونە کمکی کە از دستشان بر آمد و برایشان ممکن بود،نسبت بە ما دریغ نکردند. ( ما همەی مواد خوراکی و آذوقەای کە در انبارهایمان داریم، سپس و بتدریج در بین مردم تقسیم خواهیم کرد .)

                                                                      ٥-  پنجمین دستاوردمان در این مبارزات یکپارچگی و اتحاد، مابین  تودەهای مردم شهر و روستا بود و ، در منطقەی مریوان خیلی محکم تر شدە است  و این هم دستاورد دیگری برای آیندە است . با این وصف این اتحاد تنها در منطقەی مریوان تجلی پیدا نکرد. کدام یکی از شماها،مارش عظیم خواهران وبرادران  سنندجی را از یاد می برید و فراموش می کنید کە اسلحە بر دوش ، مدت شش شبانەروز بمنظور پشتیبانی و  همدردی با مردم کوچ کردە، بطرف مریوان راهپیمائی کردند. هم اکنون نزدیک هشت صد نفر از رفقای سقز، بانە ،بوکان، مهاباد و سردشت در حال ڕاهپیمائی بسوی مریوان هستند. این اتحاد و یگانگی در پهنەی کردستان تاکنون بی نظیر بودە است . این اتحاد برای آیندە مبارزات ملت کرد هم، بمنظور رسیدن بە اهداف و مقاصدش ، از هر چیزی  لازم تر است  .

                                                 ٦ ـ دستاورد دیگرمان چنین است .  همەی ما واقفیم کە مهمترین اسلحەی خلق های ایران، بمنظور سقوط رژیم شاە نیز اتحاد بود . اگر ماهم اتحادمان را ارج گذاشتە و حفظ کنیم ، نیروی ارتش نیز مضاعف گردد ،یارای مقابلە با ما را نخواهدداشت .  این دستاورد دیگری در مبارزاتمان بود .  

                          ٧- هفتمین دستاوردمان ، پشتیبانی خلق های ایران از جنبش عادلانە و مبارزات ما می باشد .  همان روزی دوستان سنندجی با پای پیادە و راهپیمائی بە اینجا رسیدند ، شماها با چشم خودتان مشاهدە کردید کە در همین اردوگاە کانی میران ، علاوە  بر مردم کردستان، تعدادی نمایندە از شهر های دیگر ایران نیز از شهرهای : خرمشهر ، شیراز و تهران آمدە بودند . بیاد دارید همین نمایندەها شعار میدادند :  همەی ایران را مانند کردستان متحول خواهیم کرد ! و مبارزات و اعتراضات سراسرایران را بسطح کردستان میرسانیم ! بیاناتشان این بود  و،آنها پشتیبان ما بودند . همانطور کە مطلع هستید هم اکنون چند  پزشک مهمان ما هستند . این دکتر ها از کجا آمدەاند ؟ همەی این پدیدەها و واقعیتها نشان میدهند کە ما مردم مریوان با تلاش های مستمر و یکپارچگی و اتحادمان، توانستەایم پشتیبانی خلق های ایران را بسوی خودمان جلب کنیم . و این کمکها و پشتیبانی از این بە بعد نیز ادامە خواهد داشت . در  روزنامە خواندەاید کە مردم سیستان و بلوچستان ، کە در قسمت جنوب شرقی ایران زندگی می کنند ، بخاطر و در راە ما ، فداکاری کردەاند . ما هرگز نباید این فداکاری و پشتیبانی خلق های ایران را فراموش کنیم . باید در روز مناسب  وتا آن سطحی کە ازدستمان بر می آید در حقشان فداکاری و جانفشانی کنیم .  

           ٨-  هشتمین و یکی دیگر از مهمترین دستاوردهایمان این بود ، کە خواست های ملت کرد ، در سطح وسیعی در برابر دولت مرکزی مطرح گردید . در همین راستا ماهیت و مواضع دولت مرکزی نسبت بە خلق کرد  کە، ظلم و تعدی میکند و، با ما میجنگد  و باتانک و توپ بما حملە می کند،  در برابر  افکار عمومی خلق کرد و سپس خلق های ایران افشاء و معلوم گشتەاست .  در تبلیغات و پروپاگاندەی رادیو تلە ڤیزیون مارا وحشی، کافر و یاغی  خطاب می کنند .  برای نمونە شروع و آغاز سخنان  آن شب چمران جانشین نخست وزیر، این بود کە می گفت :  وقتی  می بینم شماها نماز می خوانید و روزە می گیرید نمیتوانم باور کنم و تعجب می کنم . دوستانی کە در جلسە حضور داشتند شنیدند کە چمران چنین گفت . همین سم پاشی ها و تبلیغات زهر آگین را در رادیو و تلە ڤیزیون هایشان تکرار می نمایند . انسان های  سادە لوح و مردم عادی کوچە و بازار در تهران ، قم و شیراز  بە چنین  تبلیغات وسم پاشی هائی  باور می کنند. ماباید تلاش کنیم  بر روی افکار عمومی مردم عادی، تاثیر گذاشتە و آنها را آگاە سازیم . در عین حال آگاەگری بشیوەای تاثیر گذار باشد کە بعدأ و در آیندە بعنوان مجاهد و داوطلب برای سرکوب و جنگ بکردستان نیایند .  ماباید صبر و تحمل داشتە و سبک کاری اتخاذ نمائیم کە مردم سادە را آگاە سازیم . ایت اللە لاهوتی می گفت:   مجاهدینی کە از خانە خویش بیرون می آیند ، با خواهر و مادرشان خداحافظی شهید شدن را می کنند . حقیقتأ آنها را شستوی مغزی وتحریک نمودە  و با چنان نیت و بد بینی روانەی کردستان می گردند .  اگر اکثریتشان آگاە شوند ، بجنگ نمی آیند .  البتە بعنوان یک واقعیت عینی اگر برای جنگ و سرکوبمان آمدند ، با آنها خواهیم جنگید و چگونە مزدوران بومی و فریب خوردگان را تار و مار کردیم آنها را نیز تار و مار خواهیم کرد .             

٩- نهمین دستاورد این بود کە ، دولت مرکزی شورای منتخب  ما رابرسمیت نمی شناخت . و ادعا داشتند کە شورا آشوبگر بودە است . ( در حالیکە همە میدانند کە این ادعا دروغ محض است و ، مردم همە باهم  در این  مبارزات شرکت و حضور دارند  و مخصوصأ  روز ٢٣ ی  مرداد* جنگ بوقوع پیوست و ، روز ٢٦ مرداد شورا تشکیل گردید .) باتمام تفاصیل آنها مجبور شدند ، اعتراف کنند کە، شورای منتخب مریوان موجودیت دارد  و سرانجام  شورا را قبول و برسمیت شناختند . و ناچار بودند با شورا گفتگو و مذاکرە نمودە و، پیمان و پلاتفورم صلح را با شورا امضا کنند. از هنگام سقوط رژیم شاە تاکنون، کدام مامور و نمایندە کوچک وبزرگ دولت، قبول کردە و راضی شدە کە بشهر مریوان بیاید و با نمایندگان منتخب مردم مریوان  گفتگو و مذاکرە کنند ؟  هرگز نمی آمدند ! اما تلاش صادقانە و مبارزات ما ، باعث گردید کە در اوایل رئیس سپاە پاسداران  و سپس آقای " لاهوتی" و بعدأ نمایندگان وزارت کشور مجبور شوند و بمریوان بیایند . در حقیقت کسانی از بلند پایە ترین مهرە ها و ماموران حکومت ناچار شدەاند و پذیرفتەاند، کە بمریوان بیایند و باما مذاکرە و گفتگو کنند. و بە نظرات و خواست هایمان گوش دهند .  بعد از همە اینها، جانشین نخست وزیر را ناچار و مجبور کردیم کە بە مریوان بیاید . مطلقأ ما بحضور آنها نرفتەایم . در عین حال آنها را ناچار و مجبور کردەایم ، بشهر مریوان  بیایند وبا ما گفتگو و مذاکرە انجام دهند .                                                                                                                 

١٠-  دهمین دستاوردی کە علاوە بر دستاوردهای قبلی داشتەایم  ،بدین نحو بودە است . اگر در این مدت بە رادیوهای خارجی گوش دادە باشید  شنیدەاید کە اخبار و جریانات مریوان و کردستان در سطع جهان منعکس و پخش گردیدەاست . همین خبر رسانی رادیوهای خارجی ، بنحوی در افکار عمومی مردم دنیا تاثیر گذاشتە کە دیدگاهشان نسبت بە حقوق و مسلەی ما،  روشن تر شدەاست .  اینها همگی دستاورد بحساب می آیند و، نباید آنها را بفراموشی بسپاریم . چنین  تصور نکنید کە کار کوچکی کردەایم . آنهائی کە از سنندج و با پای پیادە مدت شش شبانە روز  بطرف مریوان راهپیمائی کردند ، این شعار را میدادند :                                                            " مریوان ، مریوان  !   سنگر آزادگان  ! "                                  

 ما باید فداکارانە و قهرمانانە و بموازات آنهائی کە از همەی مناطق کردستان و ایران از ما دفاع و پشتیبانی میکنند، دستاورهایمان را نگهداری و حفاظت نمائیم .  " مریوان باید حتمأ و همیشە ، سنگر آزدگان باشد ! "

اما همانگونە در اوایل صحبتهایم عرض کردم ، کسی کە خانەای میسازد ، ممکن است با ضرر نیز روبرو شود و بدهکار گردد . طبعأ تلاش و کار ما نیزدر کوچ ، بهمان شیوە بودە است.  ضرر کارمان این بودە است ، کە ارتش وارد شهر می گردد و نمیگذارد هیچ کسی در داخل شهر اسلحە حم ل کند.البتە در بیرون شهر چنین نیست و مردم می توانند اسلحە حمل کنند. در زمینەی نگهداری و حمل اسلحە هایتان ، هر کسی از وجدان و ضمیر خودش سوال کند، اگر در حقیقت  اعتماد و اطمینان و آرامشی می بود ، اگر مزدوران  و فریب خوردگان بومی ، بسوی مردم شلیک نمی کردند  و در خیابان ها مردم را بگلولە نمی بستند ، دیگر چە لزومی داشت کسی در شهر، اسلحە همراە داشتە باشد ؟  اگر  نمایندگان وماموران دروغ نگویند و در عمل نگذارند کە مزدوران بومی مزاحمت ایجاد کنند ، ما  چە نیازی بە نگهبان داشتیم !  اگر هم آنها پیمان را شکستند، هیچ کسی نباید آن اندازە جبون و ترسو و خوش باور باشد  کە اسلحەی خودش را در جائی بگذارد و دشمن بیاید و آنرا مصادرە و بر دارد. بلکە باید جائی مطمئن برایش تدارک دیدە و، اسلحە را بخوبی نگهداری کند .  پیداست اگر بجای ارتش ما خودمان آن وظایف را انجام میدادیم بهتر بود .  اما همانطوریکە  قبلأ بعضی از دوستان نیز  گفتند ، ما نتوانستیم  این ارادە وخواست را بر آنها تحمیل کنیم .  چندین روز است کە ما بدون استراحت با آنها ، مشغول بحث و مذاکرە و گفتگو هستیم .  انها چند بار میز مذاکرە و گفتگو را  جا گذاشتە وجلسە را ترک کردەاند  و،تاکنون چندین هیئت و گروە مختلف آمدەاند و رفتەاند . اگر ما در زمینەی آن درخواست خیلی اصرار و پافشاری میکردیم ، می بایست خودمان را برای جنگ آمادە میکردیم . ما هم  بعنوان شورای منتخب مریوان ،هر اندازە موضوع را سبک و سنگین کردیم بە این توافق رسیدیم کە اکنون این جنگ بنفع ما نیست و فعلأ نباید با آن مشغول شویم .   این را نیز مد نظر داشتە باشید، اگر ما با آنها بە توافق نمیرسیدیم ، جمعی در میان ما، کاسە صبرشان لبریز می گشت و از ما جدا می شدند . بخاطر اینکە اتحادمان ، استوار و پایدار بماند، لازم دانستیم شیوە و سبک کار را عوض کنیم . بغیر از فاکتورهای نامساعد، رژیم خطاب بە مردم مناطق مختلف ایران، در رادیو و تلەڤیزیون هایش تبلیغات وسیعی را بر علیە ما راە انداختە است . ما بعد از این توافق ، برای خنثی کردن تبلیغات و دروغ پردازی های دولت مبارزە و اقدام خواهیم کرد . آنها وعدە و قول شرف دادەاند ( اگر شرف داشتە باشند! )  کە ارتش  تا یک ماە دیگر در شهر خواهد ماند و در آن مدت نیز، افراد ارتشی بدون اسلحە در شهر خواهند بود .  و شورای مریوان بعد از سپری شدن یک ماە ، شهربانی را جایگزین و مستقر خواهد کرد و ارتش بدرون پادگان بر میگردد پیداست همگی ما از اینکە ارتش بشهر مریوان وارد خواهد گردید ناراحت هستیم . اما حقیقتأ  معتقدم اگر در مجموع محاسبە و ارزیابی کنید، صدی هشتاد٨٠ %   پیروز و موفق بودەایم .                                           چنین تصور نکنیم کە، شکست خوردەایم . آنها ناچار و مجبور بودند اکثریت خواست ها و نظرات مارا قبول و بپذیرند . اما یک مسئلە را در مورد دولت فراموش نکنیم ، کە نیروی سرکوب و قدرت نظامی دارد . ما برای رسیدن بە  اهداف وخواست هایمان یک راە اصولی و اساسی را در پیش رو داریم، آنهم اتحاد خودمان است . و ضرورت دارد با  روستا های دور و نزدیک ، با مردم سایر مناطق کردستان ،  با خلق های ایران ،با نیرو های مترقی و آزادیخواە ایران نیز اتحاد داشتە باشیم .  مبارزات کنونی ما ، تا حدودی بە آن اهداف و خواست ها رسیدە است و ،باید بعد از این نیز بر همین روال ادامە دهیم.  اینها مجموعەای از دستاوردهای خوب و تجارب تلخ مبارزاتمان بود کە بنظرم رسید .  اکنون مسئلەی دیگری در مورد دوستان سقزی و بانەای مطرح است کە، در راهند و مصمم هستند  راهپیمایشان را ادامە دهند و بە شهر مریوان برسند. باید تصمیم نهائی را بگیریم  ، آیا بە شهر بر نگردیم بلکە ، در اردوگاە کانی میران منتظرشان باشیم و از انها استقبال کنیم ؟ یا اینکە بشهر بر گردیم و در آنجا از آنها استقبال کنیم ؟ من معتقدم استقبال از آنها در شهر مریوان بهتر است .  نظرات شماها چیست وچە تصمیماتی دارید  ؟ استدعای دیگری دارم و تقاصا می کنم  اگراین پیمان و صلح راقبول دارید و می پسندید، باید بە آن وفادار و متعهد بودە وآنرا اجرا نمائیم . بگذار مشخص و معلوم گردد چە کسی توطئە گر است ، چە کسی مزدور است و آشوبگری می کند .

زندە باد  برادریمان  !                                                      

 روشنگری و اطلاعات لازم :                                                

١- کوچ تاریخی شهروندان مریوان : ساکنین شهر مریوان در اعتراض بە دولت جمهوری اسلامی ، در حرکتی تاریخی شهر را  روز ٣١ تیر ماە تا ١٤ مرداد ماە ١٣٥٨ خلوت کردە و کوچی تاریخی را ترتیب دادند . و در چند کیلومتری شهر و در مکانی بنام " کانی میران " اردوگاهی دروست کردند . این نافرمانی مدنی و اعتراض مدرن ، توسط کاک فوآد و یارانش رهبری گردید . ژنرال مصطفی چمران نمایندە خمینی در آخرین  دیدار و گفتگویش با کاک فوآد گفتە بود:  ما برای رزم آمدەایم ، نە برای بزم ! "    کوچ نمود برجستەی نافرمانی مدنی در کردستان بود و انعکاس جهانی یافت و ، این تاکتیک  جنگ تحمیلی فاشیزم اسلامی بر مردم کردستان را ،بمدت کوتاهی  بعقب انداخت . انقلابیون و آزادگان مریوان  بر دروازەی اردوگاە کانی میران این شعار  رابا خط درشت نوشتە بودند . " ما سر جنگ با کسی نداریم ، اما تسلیم زورگوئی رژیم نیز نخواهیم شد ! "                  ٢- واقعەی ٢٣ تیرماە ١٣٥٨ در مریوان : افراد سپاە پاسداران در ساختمان جدید ساواک مستقر گردیدند . در واقع این ساختمان مرکز توطئەها ، دفاع از فاشیزم اسلامی و مخالفت با دمکراسی و آزادی بود . افراد مکتب قرآن در پروسەی همکاری با پادگان مریوان و قیادە موقت و،تایید سم پاشی ها و تبلیغات زهرآگین رادیو تلەویزیون دولتی، کە در مخالفت با جنبش انقلابی کردستان پخش میگردید ، فعالیت خویش را بە این ساختمان انتقال دادند  . اتحادیە دهقانان ، جمعیت دفاع از حقوق خلق کرد ،سازمان پیشگام ، شورای زنان، کانون دانش آموزان و دانشجویان و اتحادیە کارگران بیکار،در اطلاعیەای  شهروندان مریوان را بە راهپیمائی دعوت کردە تا در تظاهراتی در مخالفت باتبلیغات رادیو و تلەویزیون شرکت کنند  .  شهروندان بە این دعوت پاسخ مثبت دادە و موج عظیمی از اقشار و طیف ها و زحمتکشان و کارگران در آن شرکت نمودند . تودەهای مردم با شعار و پلاکارد مانند سیلاب بهاری بطرف ساختمان رادیو تلەویزیون ڕاە افتادند . در آنجا بامحکوم کردن تبلیغات رژیم ، قطع نامەای خواندە شد و از طرف تظاهرات کنندگان تایید گردید . سپس مردم معترض، در برگشت بە خانەهای خویش، از جلو ساختمان  سپاە پاسداران عبور کردند . سنگر بندی افراد سپاە و اعضائ مکتب قران ، مردم را سریعأ خشمگین و تحریک کرد . و تودەهای مردم از برگشت منصرف شدند و تحریکات آنها ، خالق اتمسفری جنگ افروزانە در میان تظاهرکنندگان بود. تودەهای معترض، کە فوق العادە عصبانی و خشمگین بودند  از آنها خواستند کە تسلیم شوند . افراد سپاە و مکتب قران در وهلەی اول حاضر شدند کە اسلحەهایسان را بمردم تحویل دهند و تسلیم شوند . چند نفر در میان جمعیت حاضر شدە کە تفنگ ها را از انها تحویل بگیرند و مانع ازتحقیر و بی حرمتی بە آنها  شوند . افراد مسلح مکتب قرآن در ساختمان ساواک ، بسرعت از مواضع خویش منصرف شدە و بسوی مردم تیراندازی کردە و سەنفر را بشهادت رساندند . کنترل وضع ، امکان پذیر نبود و مردم بسوی ساختمان هجوم کردە و تیراندازی بین مردم و افراد مکتب قران شروع گردید . و مدتی نگذشت کە مقرسپاە تسلیم گردید و در این راستا چند نفر از افرادشان کشتە شدند .  مردم  بدینگونە از کرامت شهر مریوان دفاع کردە و توانستند بساط و مرکز توطئەگری  رابرای مدتی تعطیل کنند. دیری نپائید کە رژیم شهر را اشغال کرد و افراد مکتب قران ، باچشمان بستە و پوشش جبونانە و روباە صفتانە  در جوار سپاە پاسداران، افراد انقلابی را در مسیر های خروجی شهر اسیر و تحویل زندان پادگان دادند . همکاری مستقیم مکتب قران با فاشیزم اسلامی ، آشکار تر گردید .آنها با دفاع از جمهوری اسلامی و  خلخالی، در دادگاە های چند دقیقەای ٩ انقلابی رادر  پادگان مریوان بشهادت رساندند .                                                              تاریخ  پایان ترجمە.                                                 20151019                                                                      

Share on Facebook
Share on Twitter
Please reload

آرشیو
Please reload

تاگەکان

© 2023 by Franklin Day School. Proudly created with Wix.com

  • Kak Foad Facebook
  • Foad Mostafa-Sultani youtube