• غلام قاسمنژاد

کسی که مرگش هم به اندازه زندگیش تاثیرگذار بود

کومه‌له‌ ( تشکیلات اولیه) با گرایش جریان موسوم به خط سه از اوایل دهه هفتاد میلادی شکل گرفته بود، توانست در سراسر کردستان و و با رفقای مبارز و حامی کارگران و زحمتکشان گسترش یابد. اگرچه هنوز اعلام موجودیت نکرده بود، اما فعالین تشکیلات و شبکه رفقای پیرامون آنها فعال عرصه‌های مبارزه توده‌ای بودند. چه به عنوان معلم در شهرها و روستاها و چه در کارگاهها و محیطهای کارگری به صورت غیر علنی در آگاهگری و سازماندهی فعالیت می‌کردند. آنها یار و مورد اعتماد توده‌های کارگر و زحمتکش بودند.

.

تظاهرات تیرماه ۱۳۵۷ توسط فعالین طیف کومه‌له در سنندج و به پشتیبانی از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی اعتصابی که به ابتکار فواد مصطفی‌سلطانی و استقامت رفقای هم‌بندش، سنندج بزرگترین پایگاه توده‌ای و اجتماعی کومه‌له را با مبارزات سراسری ایران همراه کرد. پیشبرد استقبال از زندانیان سیاسی آزاد شده علیرغم فراخوان احمد مفتی زاده که: « به استقبال کمونیستها نروید». و استقبال عظیم از شعیب ذکریایی، طیفور بطحایی و یوسف اردلان ( اسامی به ترتیب الفبا ست) از فعالیتهای بارز طیف کومه‌له بود.

.

فوادمصطفی‌سلطانی ( کاک فواد) که خود یکی از بنیان‌گذاران کومه‌له به فاصله کوتاهی از آزادیش از زندان، چنان در امورات دخیل بود که در جایگاه یک رهبر قرار گرفت. پیش از قیام و از همان ابتدا با قاطعیت دیدگاهی علیه حکومت مذهبی داشت. آنچه که کومه‌له و بخش بزرگی ازچپ و توده‌های مردم کردستان در « نه » به جمهوری در تاریخ مبارزات خود ثبت کرده‌اند.

.

فواد در خلع سلاح شهربانی مریوان پیشاپیش جمعیت بود. در شورای شهر مریوان همواره می‌کوشید که جامعیت آنرا حفظ کند و مکتب قرآنیها رابه ماندن در شورا متقاعد و متعهد نماید. و از سوی دیگر اصرار داشت که مردم در تصمیم گیریها دخالت داشته و سهیم باشند و در عین حال رهبران عملی را به خوبی در می‌یافت.

در جریان کوچ تاریخی مریوان و مذاکره با نمایندگان رژیم: اشراقی، لاهوتی و نهایتا مصطفی چمران، خستگی‌ناپذیر و بی وقفه در راس شورای انقلابی شهرمریوان و نمایندگان مردم مریوان بود. نتایج مذاکرات را بلافاصله به مردم گزارش می‌داد.

با اشغال کردستان توسط رژیم اسلامی و حامیان محلی آن، نیروی مسلح اتحادیه دهقانان به نیروی نظامی ( پیشمرگ ) کومه‌له تبدیل شد.نیروی مسلح اتحادیه دهقانان با تجربه اندکی که از زندگی پاتیزانی داشت، توانست در مریوان پشتیبان دیگر گروه‌های جریان چپ در ادامه فعالیت آنها شود. در مریوان محفل پیرامون فاتح شیخ ( کاک چاوه) که در ابتدا مخالف تشکیل نیروی نظامی اتحایه دهقانان بودند و قبل از جریان ۲۳تیر ۱۳۵۷ با انتقاد از خود، با آن موافق شده‌بودند به نیروی پیشمرگ کومه‌له پیوستند.

.

زمان کوتاهی پس از تشکیل نیروی نظامی کومه‌له و در روز ۹ شهریور ، ۱۳۵۸ فواد مصطفی‌سلطانی ( کاک فواد) در درگیری با نیروهای رژیم و مزدورانش جان باخت. جان باختن کاک فواد که هم‌زمان با اعدامها و تیربارانها در پی فتوای جهاد ۲۸ مرداد ۵۸ به دستور خلخالی در کردستان بود، کردستان را شوکه کرد. اما دیری نپایید که رژیم ناگزیر به عقب نشینی شد. کومه‌له یکی از دو نیروی عمده در کردستان شد. زنان و مردان در تشکیلات کومه‌له با تلاش و مبارزه صادقانه برای حقوق کارگران و زحمتکشان، نام و مبارزات کاک فواد و دیگر جان‌باختگان را بزرگ داشتند. کومه‌له از یک تشکیلات فراتر رفت و به یک جریان و جنبشی تبدیل شد که وجهه‌ی اجتماعی و توده‌ای آن در میان دیگر جریانهای چپ ابران خصوصیتی بارز بود. کومه‌له همواره با نام فواد تداعی می‌شد. مرگ و از دست دادنش نیز مانند زندگیش، در تداوم مبارزه تاثیر گذار بود.

.

محبوبیت در میان توده‌ها و قاطعیت کومه‌له در برابر جمهوری اسلامی، سبب شد که چپ در کردستان و چپ در ایران به کومه‌له اعتماد داشته باشد و کومه‌له نیز از همان ابتدا در دفاع از نیروهای چپ ومترقی در کردستان ایستاد. قبل از خرداد۱۳۶۰ یورش به جریانهای چپ در ایران، کومه‌له در مقابل یورش حزب دموکرات کردستان به دفاتر سازمانهای چپ در شهر بوکان با تمام نیرو ایستاد.

راهی که فواد و جمعی از شایسته‌ترین مبارزان برایش جان‌باختند با وفاداری و پایداری رفقای کومه‌له به نحوی پی‌گرفته شد که کومه‌له در میان نیروهای چپ ابران تشکیلاتی بود که بدون توهم و ترلزل و سازش‌ناپذیر سرپلی شد برای حفاظت و ادامه‌کاری دیگر نیروهای چپ ایران که فعالیت آنها در شهرهای دیگر سخت و حتی ناممکن بود. کردستان و مناطق آزاد آن و حضور کومه‌له امکانی شد برای رهایی بخشی بزرگی از نیروهای چپ، مترقی و آزایخواه از یورش رژیم به آن نیروها و دست‌آوردهای قیام ۵۷ و ادامه فعالیت آنها.

.

این نوشته کوتاه نه برای تقدیس، نه برای کالبدشکافی، نه برای انحصار وراثت و نه برای رهبرتراشی، بلکه برای توجه کسانی است که پتانسیلهای کومه‌له را در شرایط اجتماعی و تاریخی دورانی که کومه‌له در عرصه‌‌های اجتماعی، سیاسی و نظامی فعال ویکی از نیرویی عمده‌بود، انکار و آن پتانسیلها و نقاط قوت را نادیده می‌گیرند . بدون وجود نیروی پیشرو در کومه‌له که ظرفیت حرکت به پیش را داشته‌باشد ادامه کاری آن کومه‌له سازش‌ناپذیر، ممکن نبود..

تقدیم به یاد و خاطره جانباختگان نوروز خونین سنندج، تیربارانهای مرداد و شهریور سال ۱۳۵۸ در شهرهای کردستان به دستور خلخالی، جان باختن فواد مصطفی‌سلطانی و نیز اعدامهای سال ۱۳۵۹ بازهم در کردستان و همه جانباختگان راه آزادی و با گرامی‌داشت یاد و نامشان.

شهریور ۱۴۰۰

غلام